آرشیو
لینک های روزانه
    آمار بازدید
    بازدیدکنندگان تا کنون : ۲۵٫۱۶۷ نفر
    بازدیدکنندگان امروز : ۰ نفر
    تعداد یادداشت ها : ۴
    بازدید از این یادداشت : ۴٫۲۸۲

    پر بازدیدترین یادداشت ها :

    اشاره دوست دانشمند ما آقای محمد كاظم رحمتی، در ضمن مقاله یی  در شماره اخیر نشریه كتاب ماه دین ( سال  ۱۱- شماره ۱۲۶ - فروردین ۱۳۸۷ ص ۲۱ ) در باب المعتمد فی اصول الدین،به « نسخه ای خطی» ،موجب شد تا برخی آگاهیهای خود را در این باب با وجود نقصان برای اطلاع اهل تحقیق عرضه بدارم. شاید این مطلب سرآغازی دوباره برای «سفینه» هم باشد كه به قول یكی از دوستان عنوان «سال نوشت» و حتی «دوسال نوشت» هم می توان بر آن اطلاق كرد ! 

    باری آشنایی دور من با نسخه یی كه اندكی بعد به تفصیل از آن سخن به میان می آوریم،به مقاله یی مربوط می شود از انس خالدوف،كه با عنوان « معجم تراجم غیر معروف من خوارزم یعود الی القرن الثانی عشر(م)» در این مجموعه مقاله منتشر شده است: ابحاث جدیدة للمستعربین السوفیت، مسكو،۱۹۸۶م،از صفحه ۸۳ تا ۹۵. نخست خلاصه یی از این مقاله را كه حاوی جزئیاتی از این نسخه است، به دست می دهم :

    در ۱۹۳۸م در شهر استراخان، مردی كتابدوست به نام علیموف،نسخه كهنی را كه به زبان عربی بود،برای آكادمی علوم اتحاد شوروی خرید و آن را با دیگر بسته های پستی به سنت پترزبورگ فرستاد. نسخه مذكور ضمن خریدهای سال ۱۹۳۹م و با شماره ۲۳۸۷ ثبت شد.نخستین اشاره چاپی به این نسخه، به مقاله یی از ویكتور بلیایف مربوط می شود كه در سال ۱۹۵۳م منتشر گردید. بلیایف از این نسخه به عنوان مجموعه یی ناقص از مؤلفی ناشناس یاد كرد كه متضمن شرح احوال دانشمندان و علماست و مؤلف از زمخشری،عالم مشهور،كوچكتر و همچون او از اهالی خوارزم بوده است.به نظر بلیایف،كتابت نسخه اگر به دست شخص مؤلف نبوده،می توان گفت كه تاریخ كتابت آن به روزگار او بسیار نزدیك به نظر می رسد.سپس خالدوف كه به  نسخه دسترسی داشته،نتیجه بررسیهای خود را ارائه می دهد: نسخه یی ست در ۱۹۳ برگ،كه به خط نسخ بر ورق سمرقندی كتابت شده ،اما آغاز و انجام آن افتاده است و همین موضوع شناخت مؤلف و نام كتاب را دشوار می كند.نخستین برگ نسخه از میانه شرح احوال عبدالله بن مبارك آغاز می شود و تراجم اشخاص بر مبنای حروف الفبا،تا حرف یاء ادامه می یابد.آنگاه مؤلف بخش كنیه ها را آغاز می كند،اما سخن در میانه شرح احوال ابوبكر بن عیاش قطع می شود.به نوشته خالدوف،از میانه نسخه نیز برگهایی افتاده،ولی بنا به برخی قرائن،كتاب به طور كلی شامل ۷۰۰- ۸۰۰ شرح حال بوده است. خوشبختانه مؤلف در مطاوی كتاب،اطلاعاتی از خود ارائه می دهد و از جمله به برخی تصنیفات خود اشاره می كند: المنتهی فی الغزوات، صفات الصالحات و عادات العابدات،المستقصی، مناقب ابی حنیفة، مناقب مالك، سیر القضاة.مؤلف در نوجوانی،در ۵۲۳ق زمخشری را دیده بوده،اما برخی «عوائق» مانع از آموختن درس در محضر او شده است.وی در این شهرها تحصیل و احیانا از شیوخ استماع كرده است: گورگنج، خوارزم، ری، بغداد، اسدآباد و همدان.در ۵۴۵ق فریضه حج بجای آورده ،سپس به بغداد رفته است. او با ابوسعد سمعانی مكاتبه داشته و به موفق مكی خوارزمی مشهور به اخطب خوارزم بسیار نزدیك بوده است و از او با تعابیر « شیخنا» و «صدر الشریعة» یاد و گاه به اقوال او استناد می كند.وی به مناسبت،به  برخی از معاصران خود اشاره كرده است: قاضی القضاة ابوعبدالله محمد بن محمد بن الحسن الاسترآبادی كه مؤلف در ۵۴۵ق در ری و در راه حج از او استماع كرد؛شخصی ملقب به «صدر الائمة» كه در باب واقعه یی به زبان خوارزمی سخن گفته؛ شخصی به نام  «محمد الحاج» كه عمر خود را در مصاحبت فخر خوارزم یعنی زمخشری گذرانده و سپس در زمره تلامیذ مؤلف درآمده و كتاب الفردوس را از او استماع كرده است.

    به نظر خالدوف نیز،به احتمال بسیار نسخه به خط مؤلف است و گرچه وی نخست از نابودی آثار این مؤلف اظهار تأسف كرده و حتی در سبب آن از یورش مغولان و از میان رفتن آثار علمی خوارزم سخن گفته،اما باز ادامه می دهد كه كوشش وی برای شناخت این مؤلف به كلی ناكام نبوده است: بروكلمان از عالمی زنده در سده ششم ق یاد كرده به نام ابوالكرم عبدالسلام بن محمد بن الحسن بن علی الحجی الفردوسی الخوارزمی الاندرسفانی كه از حیث زمانی و محل زندگی با مؤلف نسخه معهود ما سازگار است. مؤلف مقاله سپس با توجه به اطلاعات بروكلمان،به تألیف دیگر او الجامع البهی لدعوات النبی كه در سال ۵۶۴ق تألیف شد،اشاره كرده و سرانجام نتیجه گرفته: اكنون دلیل به اندازه كافی هست كه مؤلف نسخه هموست كه بروكلمان از او نام برده است.خالدوف اندكی هم درباره اندرسبان یا اندرسفان از نواحی خوارزم توضیح داده است. 

    اكنون برخی ملاحظات خود را به قول دوست عزیز دانشمندم، استاد حسن انصاری: «دانش پژوه وار» -البته فقط از لحاظ سبك - عرضه می كنم و امیدوارم محققان و علاقه مندان را مفید افتد:

    ۱.كتابی كه حاجی خلیفه در كشف الظنون (۲/ ۱۰۱۳ چاپ استانبول) از این مؤلف نام برده،به اغلب احتمال بلكه ظن متاخم به یقین همین نسخه است: « سیر الصحابة و الزهاد و العلماء [ و] العباد لأبی محمد عبدالسلام بن محمد الخوارزمی الأندرسقانی [ كذا] المتوفی سنة ... [كذا] أخذه من مائة مجلد». وی در جای دیگری هم از این كتاب نام برده (۲/ ۱۹۷۹): «نوادر الأخبار فی مناقب الأخیار فی مجلد للمولی احمد بن مصطفی المعروف بطاشكبری زاده المتوفی سنة ۹۶۲ جعله علی ترتیب الحروف و تضمن كل حرف علی ثلاثة أبواب فی أوله سیر الصحابة لأبی محمد الأندرسقانی [كذا]...». 

    معلوم نیست نام كتاب واقعاً همین است یا حاجی خلیفه خود چنین نامی را از آن استنباط كرده است. 

    ۲. وصفی از این نسخه از مرحوم استاد محمد تقی دانش پژوه در نسخه های خطی، جلد ۸ صفحه ۸۷، شماره ۱۴۳.

    ۳. ابن حجر عسقلانی در تبصیر المنتبه بتحریر المشتبه (به كوشش علی محمد البجاوی،قاهره،۱۹۶۶م،جلد ۳،صفحه ۱۱۰۳ از او با نسبتی كه به نظر می رسد، كمتر مشهور بوده، یاد كرده است: « زین الأئمة عبدالسلام بن محمد بن علی الخوارزمی الفردوسی،اشتهر بذلك لروایته كتاب الفردوس الأعلی عن مؤلفه شهردار بن شیرویه ،روی عنه صاعد بن یوسف الخوارزمی».تكرار همین مطلب در : توضیح المشتبه،ابن ناصرالدین دمشقی،به كوشش محمد نعیم العرقسوسی (بیروت، ۱۹۹۳م)،ج ۷/ ص ۷۹.

    ۴. كلبرگ در كتابخانه ابن طاووس (ترجمه فارسی آقای جعفریان و سید علی قرائی،ص ۲۲۰) از این مؤلف نام برده به سبب استفاده از كتاب دیگر او،الجامع البهی، در مهج الدعوات؛ البته نام مؤلف در مهج الدعوات و نیز بحارالأنوار (۹۰/ ۲۲۴) تصحیف شده و كلبرگ به درستی تشخیص داده كه مقصود همین اندرسبانی خوارزمی ست.

    ۵. بخشی از همین نسخه مشتمل بر شرح احوال جارالله زمخشری ،به كوشش خالدوف و عبدالكریم الیافی در مجله مجمع اللغة العربیة بدمشق (مجلد ۵۷،شماره ۳ ، شوال ۱۴۰۲ق/ اوت ۱۹۸۲م، ص ۳۶۵ تا ۳۸۲) چاپ شده است.  

    ۶. برای ترجمه فارسی اثری از همین مؤلف، نگاه شود به: فهرست نسخه های خطی فارسی،استاد احمد منزوی،جلد ۶/ ص ۴۴۳۷. همچنین: فهرستواره كتابهای فارسی،ج ۳/ ۱۵۹۳.

    ۷. در خصوص مسقط الرأس مؤلف:

    مؤلف خود در مطاوی ترجمه زمخشری كه چاپ شده ( ص ۳۶۸ از چاپ خالدوف/ الیافی) از این محل نام برده است و اگر نسخه به خط خود او باشد،بی اندازه اهمیت دارد برای صورت صحیح این نام، دست كم در روزگار خود او: « و هو بعد فی الكتاب یعتذر من عدم المجئ من زمخشر الی اندرسبان ...».

    ابن حوقل، صورة الأرض، چاپ لیدن، ۲/ ۴۷۹: « و أسفل من المدینة فی ناحیة الجرجانیة نهر یسمی بوه فیجتمع ماء بوه و ماء و ذاك [ كذا] فی حد قریة تعرف باندرستان اسفل منها الی ما یلی الجرجانیة».

    مقدسی در احسن التقاسیم (چاپ لیدن، ۲۸۷)،نام آنجا را جزو قرای مشهور خوارزم آورده است.

    همچنین،رجوع شود به : تركستان نامه،بارتولد، ۱/ ۳۳۲؛ آبیاری در تركستان ، ص ۱۰۹                          

    چهارشنبه ۱۳ شهريور ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۴۸
    نظرات



    نمایش ایمیل به مخاطبین





    نمایش نظر در سایت